X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : شنبه 7 بهمن‌ماه سال 1391 | 09:05 ب.ظ | نویسنده : parisa

زن عشق می کارد و کینه درو می کند...

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر...

می تواند تنها یک همسر داشته باشد

و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ....

برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است

و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی ...

در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ...

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ...

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی....

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ....

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ....

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛

پیر می شود و میمیرد...

و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند

چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،

زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛

گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛

سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...!

و این رنج است



تاریخ : شنبه 1 مهر‌ماه سال 1391 | 12:29 ب.ظ | نویسنده : parisa

عشق در لحظه پدید می آید. دوست داشتن در امتداد زمان. این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.



تاریخ : شنبه 1 مهر‌ماه سال 1391 | 12:28 ب.ظ | نویسنده : parisa

حرفش را ساده گفت من لایق تو نیستم...!اما نمی دانم خواست لیاقتم را به من یاداوری کند یا خیانت خودش را توجیج!!! سلام مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس چگونه شبها را اسوده میخوابد... ؟



تاریخ : جمعه 31 شهریور‌ماه سال 1391 | 08:35 ب.ظ | نویسنده : parisa

بابا سوالای ICDL از جزوس.کتاب الکی نخونید وقتتون میری.همتون خلید.



تاریخ : سه‌شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1391 | 07:58 ب.ظ | نویسنده : parisa

I'm alone already.why did you leave?



   1    2    3    4    5    6    >>